وبلاگ شخصی عارف عبداللهی

کلمات کلیدی

عارف عبداللهی

بجنورد

عدالت مالیاتی

دانشجو و خانواده

نفس های آخر اصلاحات

از فتح الفتوح تا شکست بزرگ

صداقت در گفتار و عمل دولت و رفع شدن تحریم های اقتصادی!

(از مجموعه خاطرات آقای میم سین)

نگاه-غلط-رویسای-دانشگاه-های-استان-به-تشکل-های-سیاسی-دانشجویی

دردودلهای-وجدان-آقای-رییس-جمهور

اندرحکایات گذاشتن ریش در قرن مدرنیته شدن انسان ها

پاسخ به یک نشریه محلی خراسان شمالی

به مناسبت سومین سالگرد ریاست جمهوری روحانی

پاسخ یاداشت توجیهی از سوی جناب آقای یامین پور

اتخاذ موضع نسبت به تمدن غرب

ذهنی خارجی در لباس یقه سفید

جهاد فکر واندیشه در نهضت ما میتوانیم

فهم استراتژیک در میان مسئولان

قطعنامه 598

نقطه عطف تاریخ صدر اسلام

چند نکته مهم در مورد کودتای ترکیه ای

با برجام جلوی جنگ را گرفتیم!!

بی حیایی زنان یا بی غیرتی مردان مقصر کیست؟

راه حق و نصرت و فضل الهی

تهییج موسیقیایی

هزینه حقوق های نجومی غیر قابل اغماض و تطهیر است.

پهلوانان مدعی تدبیر

پوشش

برای زن دست وپاگیر است!!؟؟

چادری-ها-زهرایی-نیستند


مالیات پایه اقتصاد مقاومتی و از ارکان اقتصادی کشور است . این جمله ی شاید کلیشه ای از زبان مسئولین اقتصادی و یا مالیاتی و یا متولیان امر مالیات بیرون نیامده بلکه آنرا ولی امر مسلمین جهان حضرت آیت ا... العظمی خامنه ای (مدطله العالی)در دیدار با مردم غیور آذربایجان بیان نمودند . پس این کلام فارغ از مهم و کاربردی بودن آن باید سرلوحه رفتار آحاد ملت از کسبه و کشاورز تا موجر و مستاجر باشد ...
طبق قانون اساسی جمهوری اسلامی وظیفه مطالبه و وصول مالیات ، بر عهده سازمان امور مالیاتی کشور است . طبق قانون مالیات های مستقیم مصوب مجلس شورای اسلامی یکی از منابع مالیاتی ، درآمد حاصل از اجاره ملاک است که متاسفانه راهکارهای قانونی برای دور زدن آن و یا عدم پایبندی به آن تاکنون وجود داشته است . قانونگذار در ماده 54 قانون مالیات های مستقیم قبل از اصلاحیه مصوب 31/4/94 به جهت اهمیت موضوع تهیه و تنظیم کلیه اسناد و قراردادهای اقتصادی بصورت رسمی (محضری ) و تشویق مردم در جهت توسعه اسناد رسمی و شفافیت اقتصادی ، ملاک تعیین درآمد اجاره ی املاک را مبلغ مندرج در قراردادهای رسمی قرارداده ولی تعداد کثیری از مالکین مستغلات واحدهای تجاری و مسکونی اجاری بمنظور فرار مالیاتی از این مهمل بعنوان دستاویزی برای سوء استفاده و انعقاد قراردادهای رسمی (محضری) با مبالغ بسیار متفاوت و کمتر از مبالغ واقعی می نموده اند .

موجر بر اساس قراردادی که با مستاجر دارد ، ابتدای هر ماه و یا زمان سر رسید اجاره بها، به وی مراجعه و مطالبه اجاره بها می کند و اجاره بهای قراردادی را بصورت نقدی دریافت می کند و فقط یک رسید دریافت وجه نقد به مستاجر ارایه می نماید حتی در این قبال حاضر به دریافت چک از مستاجر نیست و هیچ سندی مبنی بر دریافت وجه الاجاره به مستاجر تقدیم نمی نماید و بین طرفین هیچ سندی مبنی بر مبلغ واقعی اجاره بها وجود ندارد . تازه این همه ماجرا نیست بگذارید بخش از آنچه رخ داده را رمزگشایی کنیم . رقم پرداختی مستاجر بابت اجاره بها با آنچه در قرارداد رسمی (محضری) وجود دارد بسیار بسیار متفاوت است  بعضی اوقات برای واحد تجاری با اجاره بهای 10 میلیون تومان ، اجاره نامه رسمی (محضری) با مبلغی کمتر از 100 هزار تومان وجود دارد . این کار سبب انتقال وزن اجاره بهای واقعی بر دوش مردم جامعه خواهد بود و تاوان این فرار مالیاتی را مردم باید بپردازند . تازه وقتی به اظهارنامه های مالیاتی ارایه شده توسط مالکین محترم نگاه کنیم متوجه میشویم که تعداد این قبیل اظهارنامه ها کم هم نیست ... چیزی نزدیک به 25درصد ...
جالب توجه اینکه تاکنون برای جلوگیری از این شیوه فرار مالیاتی هیچ گامی از سوی سازمان امور مالیاتی کشور برداشته نشده و سالانه تاکنون ضریب رشد این شیوه فرار مالیاتی بالغ بر 5 درصد بوده و نیز روبه افزایش است .
به این شیوه فرار مالیاتی , عدم ارایه اظهارنامه مالیاتی از سوی صاحبان املاک و واحدها مسکونی را هم اضافه نمایید . باتوجه به اینکه در کشور ما ارایه اظهارنامه مالیاتی وظیفه صاحبان مشاغل و حرف آزاد است و نه کل مردم ، لذا اطلاعاتی از سوی مستاجرین غیر کاسب ، بعنوان اظهارنامه ارایه نمی گردد ضمنا کاسبان بازاری نیز فقط برای اجاره ملک تجاری خویش اقدام به ارایه اطلاعات درون اظهارنامه شغلی می نمایند . به همین دلایل در سازمان امور مالیاتی هیچ کس اطلاع دقیقی تعداد واحدهای مسکونی اجاره داده شده ندارد و نیز راهکاریی برای بدست آوردن اطلاعات در قانون پیش بینی نشده است .
علیرغم وجود قانون مالبات بر واحدهای مسکونی خالی ( ماده 54 مکرر قانون مالیات مستقیم مصوب 31/4/94 مجلس شورای اسلامی) از زمان تصویب تاکنون هیچ گام موثری در این خصوص از سوی سازمان امور مالیاتی مشاهده نشده است البته باید ذکرشود که قانونگذار این سازمان را از ابتدای سال 1395 ملزم به اجرای این ماده قانونی کرده است ...
در ماده 54 از قانون مالیات های مستقیم که در 31/4/94 توسط وکلای ملت در مجلس شورای اسلامی اصلاح گردید ، ذکر شده است که ملاک تعیین ارزش اجاری ، قرارداد فی مابین موجر و مستاچر است اعم از عادی (قولنامه ای) و رسمی (محضری) ، مگر آنکه مبلغ مال الاجاره (اجاره بها) تعیین شده در قرارداد ، کمتر از 80 درصد مبلغ اجاره بهای تعیین شده در دفترچه ارزش تجاری باشد ، انگاه ممیز مالیاتی موظف است بر اساس مبلغ مندرج در دفترچه ارزش اجاری نسبت به ارزش گذاری این قرارداد اجاری اقدام نماید . این ماده قانونی در اصلاح قانون قدیم مالیات های مستقیم جایگزین ماده 54 قبلی همین قانون شده و در جهت جلوگیری از فرار مالیاتی تصویب شده است .
بر این اساس می توان گفت سهم قابل توجهی از حق مردم که بصورت فرار مالیاتی در منبع مالیات بر درآمد مستغلات و املاک اجاری توسط برخی صاحبان املاک اجاری وجود داشت ، اکنون بواسطه اصلاح خوب قانون توسط منتخبان ملت در مجلس نهم شورای اسلامی می تواند نوید عدالت مالیاتی و شفاف سازی در حوزه قراردادهای اجاری باشد .  اما این پایان کار نیست و با توجه به وضع موجود و با عدم وجود اطلاعات کافی ، صحیح و کامل ، از وضعیت واحد های مسکونی و تجاری اجاره ای ، توقع دریافت مالیات حقه نیز ، توقعی نابجاست ... لذا نگارنده لازم می داند تا در این مورد تذکر و چند راهکار برای این امر ارایه نماید تا دریافت مالیات از آنان که امتناع ورزیده اند و یا قصد فرار مالیاتی دارند به دست قدرتمند عدالت سپرده و مردم نیز طعم زیبای عدالت را احساس نمایند .

1-     دریافت مالیات کامل از اجاره بهای واقعی تبادل شده فی مابین موجر و مستاجر(نه فقط بخش کوچکی از مبلغ که در قراردادهای رسمی یا محضری قید شده است )طبق ماده 54 قانون مالیات های مستقیم
2-     دریافت مالیات بر درآمد اجاره املاک از واحدهای خالی موضوع ماده 54 مکرر قانون مالیات های مستقیم
3-     اهمیت دادن به این منبع مهم مالیاتی بعنوان یکی از منابع درآمدی ملی کشور و ارتقای سهم این منبع در واریزی به خزانه ملی از 1 درصد کنونی
4-     رفع مشکل کمبود نیروی انسانی در حوزه این منبع مهم مالیاتی باتوجه به اینکه اکنون تعداد میانگین پرونده های مالیاتی موجود در هر واحد مالیاتی که نهایتا با 2 نفر اداره می شود (بعضا هر دو واحد مالیاتی یک ممیز دارند) ، حدود 800 پرونده می باشد و این تعداد فارغ از تعداد پرونده های مالیات بر مشاغل است که تعدادی بیش از این تعداد دارند . و این تعدد و کثرت پرونده ها راندمان کاری در حوزه این منبع مهم مالیاتی را تقریبا به صفر نزدیک کرده است .
5-     استفاده از نرم افزار و تکنولوژی های بروز در این عرصه که باعث افزایش سرعت در امر رسیدگی ، مطالبه و وصول مالیات بر درآمد املاک اجاری خواهد شد . این در حالی است که تاکنون نرم افزار موثری در سازمان امور مالیاتی برای این مهم بکارگیری نشده است اما امید آن که در سامانه های طرح جامع مالیاتی پیش بینی لازم انجام شده باشد.
6-     تهیه و تنظیم یک راهکار مناسب و ارایه آن بعنوان طرح از سوی وزیرمحترم اقتصاد و دارایی و یا رئیس محترم سازمان امور مالیاتی کشور به هیات دولت و نهایتا ارایه لایجه مناسب به مجلس شورای اسلامی در جهت تهیه و تجمیع اطلاعات املاک کشور برای ایجاد شفافیت لازم در این امر ...
که اگر موارد فوق رخ دهد ، نه مستاجری به دنبال خانه باید از این کوچه به کوچه برود و از این بنگاه به آن بنگاه دیگر دست به دست بچرخد بلکه در اسرع وقت واحد مسکونی خویش را خواهد یافت (که ان هم بدلیل کثرت واحدهای خالی درمعرض اجاره قرارداده شده از ترس مالیات اجاره خواهد بود ) و هم فرار مالیاتی به شدت کاهش یافته و شفافیت اقتصادی و مالیاتی در کشور گسترش می یابد .


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ آذر ۹۵ ، ۱۰:۱۳
عارف عبداللهی

اختلاف یکى از موضوعات شایع در زندگى خانوادگى افرادى است که فرزندان جوان و دانشجو دارند.

در این  نوشته به  اختلا ف ها، دلایل آن، را ه هاى برخورد با آن مورد بررسى قرار می دهیم .

بسیارى از خصوصیات فرزندان تحت تاثیر والدین نشان است: جسمى، روانى، اجتماعى، اعتقادات مذهبى و معنوى. با این حال، هیچ انسانى نیست که کاملاً مشابه والدین خود باشد.

حتى در زمینه خصوصیات جسمى نیز افراد تفاو تهایى با والدین خود دارند. ویژگى هاى جسمى مانند چهره، قد، رنگ پوست، چشم، مو و ... کاملا تحت تاثیر عوامل ژنتیک است و مستقیماً از والدین گرفته مى شود.

با این حال، باز هم هیچ کس کاملاً شبیه والدین خود نیست،حتى گاهى افراد ممکن است هیچ شباهتى با والدین خود نداشته باشند.

 

با آن که تفاوت با والدین امرى بسیار طبیعى و بدیهى است، بسیارى از والدین هنگامى که با تفاو تها و اختلا فهایى در سایر زمینه هاى زندگى روبه رو مى شوند بسیار نگران و آشفته مى شوند.

این در حالى است که اختلاف امرى بسیار عادى و طبیعى است، همه انسان ها با هم متفاوت اند و فرق دارند حتى فرزندانى که

از یک پدر و مادر هستند نیز با یکدیگر اختلاف دارند.

 

همان طور که اختلاف در زمینه جسمى وجود دارد در ویژگى هاى روانى، اجتماعى، اعتقادى و ... نیز اختلا ف ها وجود دارد از جمله اختلاف در:

- علاقه

- سلیقه

- نظر، باور، عقیده

- عادت ها

- شیوه انجام کارها

- نگرش نسبت به مسایل

- خصوصیات شخصیتى: برو نگرایى، درو نگرایى و...

علاوه بر این، بین انسا نها تفاو تهاى دیگرى نیز وجود دارد از جمله:

- تفاو تهاى نژادى

- تفاو تهاى جنسى

- تفاو تهاى نسلى و موارد دیگر

هما نطور که در بالا مشاهده مىکنید اختلاف، لزوماً نشانه بدبودن یا غیرعادىبودن نیست، بلکه ا نسا ن ها مى توانند

با شناسایى تفاوت ها و اختلا فهاى خود با دیگران حتى به درجه بالایى ا ز توانایى هم دست یابند. به همین دلیل،

از یافتن اختلاف و تفاو تهاى فرزندان با شما یا خانواده دچار ناراحتى نشوید. این پدید هاى عادى است.

 دلایل اختلافات بین والدین و فرزندان:

با آن که اختلاف طبیعى است، ولى در بعضى دور ه ها اختلا ف ها بیشتر مىشوند،دوره دانشجویى فرزندان، یکى از دور ههاى مهم بروز اختلاف بین والدین و فرزندان اس،. دلایل متفاوتى براى این موضوع وجود دارد که در زیر به تعدادى از آنها اشاره مى شود.

 

الف- ماهیت دانشجویی

دوره دانشجویى، دوره رشد و پیشرفت است، افراد به دانشگاه مى آیند که تغییر کنند و بتوانند به موضوعات از زاویه دیگرى نگاه کنند.

معمولاً از دانشجویان جز تحصیل و رشد انتظار دیگرى نمى رود،در این دوره افراد فرصت دارند تا بتوانند در زمینه هاى

مختلف تفکر کنند و به همین دلیل در چنین شرایطى امکان تغییر افکار، عقاید، نظرات، سلیقه و ... بسیار محتمل است.

در این جا به طور مختصر به تعدادى از این موارد پرداخته مى شود:

 

فر اغت بعد از کنکور

در دوران دبیرستان به علت فشار درسى و ضرورت آمادگى براى قبولى در کنکور، فرزندان بیشتر اوقات خود را به یادگیرى دروس مى پرداختند و وقت کافى براى فکر کردن درباره موضوعات دیگر را نداشتند، با قبولى در کنکور و فراغت و رهایى که بعد از آن ایجاد شده، آنان وقت دارند درباره بسیارى از موضوعات فکر کنند.

افزایش معاشرت و تنوع افراد

آشنایى با دانشجویان دیگرى که از شهرها و استا نهاى مختلف کشور و حتى کشورهاى دیگر آمد ه اند، آشنایى با اساتید مختلف و طرز تفکر متفاوت هر یک از آنها، ارتباط بیشتر با کارکنان و سایر مردم زمینه مهمى را براى تفکر متفاوت ایجاد مى کند.

تحصیل و افزایش اطلاعات

افراد به دانشگاه مى آیند که تغییر کنند، رشد کنند و بالنده شوند. دوره دانشجویىِ، دوره جست و جوى دانش، به دست آوردن نگر ش ها و مهار ت هاى مختلف است. همزمان که آنان تحصیل مى کنند همسو با کسب اطلاعات و مهار ت هاى جدید عقاید، نظرات و سلیقه هاى آنان نیز تغییر مى کند.

تشویق به تفکر نقاد

اساتید دانشجویان را تشویق مى کنند در مورد بسیارى از افکار، نظرات، شیوه ها، عادت ها، علایق و دیدگاه هاى خود تفکر نقاد داشته باشند. آنان دانشجویان را تشویق مى کنند که سعى کنند نظر داشته باشند، نظرى که بر اساس تلاش و کوشش خود به دست آورده اند و براى آن دلیل منطقى داشته باشند. به دنبال چنین تفکراتى ممکن است دانشجویان بعضى از نظرات، سلیقه، علاقه و دیدگاه هایى که در خانواده کسب کرده باشند را نقادانه ارزیابى و بررسى کنند.

ب- دوران رشد افراد انتقال از نو جوانی به جوانی :

دوره دانشجویى، دوره خاصى در زندگى هر فردى است و قسمت مهمى از دوره نوجوانى در این زمان انجام مى شود، از آن جایى که تغییرات اساسى این دوره، تغییرات فکرى و روانى است به همین دلیل ممکن است تغییرات خاصى در فرد ایجاد کند که نهایتاً به افکار، عقاید و نظرات متفاوتى می انجامد.

هویت یابى

دوره دانشجویى همزمان است با فرآیند هو تیابى، دانشجویان در این دوره سعى مى کنند راه و مسیر واقعى خود را در زندگى بیابند و سعى مى کنند در مورد اهداف، ارز شها و عقاید خود فکر کنند، آنان در جست و جوى مسیر واقعى زندگى خود به جست و جوى افکار و عقاید مى پردازند.

تاثیر شدید همسالان

دانشجویان ارتباط زیادى با همسالان خود دارند و بیشتر اوقات فراغت و مفید خود را با آنان مى گذرانند، آنان به شدت با هم احساس نزدیکى دارند و همدیگر را بیشتردرک مى کنند و در این میان ممکن است عقایدى متفاوت از خانواده و همسو با همسالان را انتخاب کنند.

همان طور که در بالا گفته شد عوامل متعددى کمک مى کند که اختلافاتى بین والدین و فرزندان دانشجو ایجاد شود. با این حال به نکات زیر دقت کنید:

 

اختلاف طبیعى است

 

نگران بروز اختلاف ها نباشید چون آنها طبیعى و قسمتى عادی از زندگى خانواده هاى داراى دانشجو است، از آن جایى که دانشجویان در فضاى آکادمیک و تحصیلى هستند و از آن جایى که تحت تعلیم قرار دارند، طبیعى است که تغییر کنند،و همچنین نباید فراموش کنیم که  آنان در دوره هو تیابى قرار دارند و در حال ساختن خود واقعى هستند، طبیعى است که اختلاف رخ دهد.

 

 

اختلاف لزوماً منفى نیست

 

نکته مهم این است که اختلاف حتماً نکته منفى نیست، اختلاف مى تواند با پیامدهاى مثبتى همراه باشد :

 

- تنوع در فضاى زندگى ایجاد مى کند

- باعث رشد و بالندگى فرد می شود

- زندگى را پویاتر مى کند

- باعث ایجاد خلا قیت هاى بیشتر شود و...

 

بعضى اختلافات را باید مورد چشم پوشى قرار دادو به بعضى اختلافات باید توجه جدى کرد

همه انسان ها تفاو ت هایى با والدین شان دارند. باید به دانشجویان اجازه داد به استقلال برسند و لازمه

استقلال تفاوت است، در مواردى که اختلاف شما و فرزندتان مشکل جدى در زندگى او ایجاد نمى کند

به او اجازه بدهید نظر خود را داشته باشد، در مواردى که اختلاف منجر به دردسر، مشکل در زندگى،

سلامت و رفتارهاى اجتماعى فرد می شود حتماً به رفع آن بپردازید.

 

نویسنده :عارف عبداللهی

 

 

 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ آبان ۹۵ ، ۰۹:۵۳
عارف عبداللهی

«از لباس خاکی جبهه ها تا لباس خادمی شهدا»

مصاحبه با حاج مصطفی محمدخانی رزمنده دیروز و خادم شهدای امروز از دیار دارالولایت و مینودر استان قزوین و شهرستان بوئین زهرا به گزارش امید ایزانلو در یادمان بازی دراز: توفیق خدمت در لباس خادمی شهدا از سال ۸۸ به واسطه همراهی کاروان دانش آموزان راهیان نور استان قزوین که به پیشنهاد دختر معلمم بود،به حقیر عطا شد.در واقع جوانان امروزی وسیله ای برای ارتباط مجدد من با فضای ایثار و شهادت بخصوص رفقای شهیدم شدند و آن احساس دوری از شهدا در من از بین رفت.هر چند که راه زیادی تا ماندن در مسیر شهدا دارم که نیاز است این بزرگواران دستم را بگیرند و از تعلقات مادی زندگی رهایم کنند.ضمن اینکه خادمی شهدا نوعی زنده نگه داشتن یاد شهداست و این امر هم به فرمایش مقام معظم رهبری کمتر از شهادت نیست.

نسل سوم و چهارم انقلاب که فضای دفاع مقدس را ندیدند باید از فضای یادمان های مناطق عملیاتی و روایت یادگاران و راویان حماسه شهدا بهره مند شوند و تلاش کنند تا این رسالت به نسل های آینده انتقال پیدا کند و با کمک و الگو گرفتن از سبک زندگی شهدا،خود افسر مبارزه با فضای غیر فرهنگی جامعه و عرصه ی تبلیغات گسترده استعمار، استکبارجهانی و صهیونیست که خوابهای آشفته ای برای جامعه ما دیده اند،باشند.مسیر خادمی شهدا هم توفیقی هست که در این مأموریت فرهنگی، جوانان را به خوبی بیمه می کند و موجب عاقبت به خیری آنان می شود.

زائرین یادمان های شهدا از مرد و زن و پیر و جوان با وجود سختی ها و زحمات زیاد سفر با عشق و علاقه به مناطق عملیاتی جنوب،غرب و شمال غرب کشور می آیند و به شهدای عزیز متوسل می شوند.این نشان از درک بالای آحاد جامعه از فرهنگ ایثار و شهادت است.

جوانان را در این عصر نباید نصیحت و موعظه کرد بلکه باید همانند شهدا آنان را شیفته اعمال نیک و الهی کنیم و با عمل خود به فرامین الهی مسیر صحیح را در قالبی جذاب به آنان ارائه دهیم.راهیان نور و فضای خادمی شهدا در حد اعلی نوعی تمرین بندگی خداست و نفس پاک شهدا بر رفتار آنان تأثیر بسزایی خواهد داشت.تجزیه و تحلیل جوانان امروزی از مسائل قوی است که این ویژگی مثبت در کنار مشاهده عامل بودن بزرگترها به اعتقادات دینی در تکامل و سعادت آنان موثرتر است.مثلا کسی مثل من نباید پادرد،آرتروز و مسائل اینگونه را بهانه  عمل نکردن به برنامه های تهذیب نفس،ورزش و تحصیل خود کند چون دیگران هم از آن تاثیر می گیرند.البته برخی جوانان در امور حسنه پیشتاز هستند.همانطور که من و برادرم در سالهای جنگ تحمیلی رزمنده بودیم و بنده از ایشان بزرگتر هم بودم ولی او گوی سبقت را از من گرفت و بعد از عملیات والفجر ۸ در نعل اسبی فاو به فیض عظمی شهادت نائل آمد.تا مدتها برای من سوال بود که چرا خداوند برادر کوچکم را قبول کرد  و من را نپذیرفت و با وجود اینکه خود میدانم گیر کار در خلوص من است اما همچنان این حسرت در وجودم باقیست.

من ۴ مرحله به جبهه اعزام شدم. در ابتدا هم در این منطقه سرپل ذهاب و دامنه ی شاه نشین با خمپار ۱۲۰ کار می کردم و بعد به خرمشهر اعزام شدم و برادرم هم آنجا سرباز بود.در ادامه در انرژی اتمی آبادان مستقر شدم و عید سال ۶۳ بعد از عملیات خیبر به پاسگاه زید رفتم و در جزیره مجنون هم شاهد پرپر شدن خیلی از همسنگران و رفیقانم بودم.همان زمان بود که با برادرم قرار گذاشتیم تا در روزهای مرخصی یک سفر زیارتی به پابوس آقا علی بن موسی الرضا( ع) برویم که با تأخیر پیدا کردن مرخصی من نتوانستم به قولم عمل کنم.

و حسرت زیارت دو نفری با برادر شهیدم در دلم ماند.محمد بعد از پایان دوره سربازی در استخدامی نیروی هوایی سپاه شرکت کرد ولی قبل از آمدن نتیجه به صورت بسیجی عازم جبهه شد و به شهادت رسید.خداوند توفیق داد من جایگزین ایشان در فاو شدم تا اجازه ندهم اسلحه برادرم زمین بماند.امروز هم بعد از ۸ سال خادمی شهدا و زائرین شهدا،امید طلبیده شدن و پیوستن به خیل عظیم شهدا را دارم.انشا الله تعالی\\\




۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ شهریور ۹۵ ، ۱۳:۲۶
عارف عبداللهی

ایران تقریبا از شروع دوره قاجار و حتی قبل تر از آن با جریانی روشنفکر مواجه است که بر حسب اتفاق این جریان پس از انقلاب دایه دار حکمرانی بر مملکت نیز می باشد. این جریان که به توانایی های خود ایمان نداشته و تمام هم و غم خود را برای مدیریت ،پیشرفت و کارآمدی نظام غلت خوردن در دامن کشورهای غربی و هضم شدن در نظم مثلا نوین جهانی می داند را میتوان در اکثر بزنگاه های تاریخ انقلاب به عنوان اپوزیسیون دید

آن ها پس از جنگ تحمیلی با توجه به افزایش جمعیت جوان ایرانی محمل و جایگاه خود را به دستور رئوسای خود دانشگاه ها قرار دادند تا بلکه بتوانند از این طریق راهی برای تزریق افکار پوچ و تهی سروشیده خود به اذهان عمومی پیدا کنند، ماحصل این تصمیم آنان دانشگاه هایی شد که هر روز به یک بهانه،یک روز صنفی یک روز سیاسی یک روز مثلا فرهنگی ملتهب می گشت از آن جایی که همیشه انکار یک مسئله ،ساده تر از اثبات آن است دانشجویان انقلابی در انزوای شدیدی قرار گرفته بودند ودنمی دانستند با این آماج حملات گسترده که از داخل و خارج بوسیله های مختلف انقلاب را تهدید می کنند چه کنند ولی بواسطه ی سنت الهی که اگر کسانی باشند که صبر و استقامت پیشه بورزند خداوند متعال آن ها را کمک می نماید آن ها ایستادند و امروز می بینید که جوانان مومن با مجهز شدن به سلاح عقل و استدلال دیگر اجازه ی خودنمایی به چنین افکار پوچی را در دانشگاه نمی دهند و اصلا این جریان روشنفکری توانایی تقابل فکری را با بسیجیان روح الله ندارد و خود را در چنین سطحی نمی بیند که توان عرض اندام در دانشگاه را داشته باشد
این نمونه بارها و بارها پیش آمد ودست آخر پیروز این نبرد امت حزب الله بود
یادمان نمی رود چه راحت کسانی که ادعا می کردند له شدن برخی برای توسعه ی کشور هیچ عیبی ندارد و یا دستور مانور تجملات صادر می کردند به زیبایی هر چه تمام دستشان برای دوستداران انقلاب رو شد و محبوبیت خود را تبدیل به منفوریت کردند، هرگز از یاد نخواهیم برد آن پروپاگانداهای رسانه ای که توسط وزارت ارشاد سید منفور دل ها اتفاق می افتاد که تیشه به ریشه اسلام بزند در حالیکه که کور خوانده بودند
مگر که این کشور مال افرادی مثل من و ایشان است که ما بتوانیم به راحتی به سمت سراشیبی سقوط ببریمش ؛هرگز.
بلکه کشور امام زمان صاحب دارد واو به شرطی که مردم عوض نشوند نخواهد گذاشت با وجود به دست نااهلان افتادن کشورش آسیبی به اصل نظام وارد شود
از این خیانت ها و خباثت ها کم پیش نیامده ،انقلاب از روحانی نماهایی که با اسرائیل مذاکره کردند و جام زهر را به امام نوشاندند و فتنه کردند و صنایع مختلف کشور را با بتن پر کردند و‌حقوق های نجومی نوش جان کردند و اختلاس کار عادی آنان شد و لابی های قدرت و ثروت درست کردند و هزار میکروب دیگر وارد پیکره ی انقلاب کردند که از اعصاب نویسنده و حوصله خواننده ذکر بقیه ی آن خارج است ، کم نداشته است
مخلص کلام این سال های آخری است که مردم تا حدی چشم امید به این جریان دارند و هر چقدر فضا به آن ها داده شود خود را پیش مردم رسواتر خواهند نمود و مردم نیز همانند عقلای جامعه بیشتر با پشتوانه ی فکری لیبراتیه ی آنان آشنا خواهند شدپس توصیه حقیر به دوستان انقلابی با وجود بستن قرارداد های ننگین برجام fatfو شاید بزودی ipc ،کنوانسیون دفاع از حقوق کودکان و سند ششم توسعه این تهدیدات زمانی که مردم نسبت به این جریان آگاهی پیدا کنند برای نظام تبدیل به یک فرصت خواهد شد پس الان به تاثی از دانشجویان دهه ی هفتاد وقت صبر و استقامت بر افکار خود و به فرموده ی حضرت ماه وقت انجام یک نوع جهاد است ، جهاد روشنگری ، جهاد با مال جان و زبان و قلم و... اینقدر بگویید و بنویسید که مردم آگاه بشوند و خاطرتان نیز از آینده ی انقلاب جمع باشد که انقلاب ما وقتی اتفاق می افتد که مردم منقلب شوند و تا این مردم عوض نشوند و روحیه ی انقلابی گری آنان کاسته نشود اتفاقی برای این ماحصل عمر تمامی پیامبران و امامان نخواهد افتاد

  

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ شهریور ۹۵ ، ۱۲:۰۶
عارف عبداللهی

خبر بازداشت یکی از اعضای تیم مذاکره کننده آرامش فضای سیاسی را برهم زد.به روند تایید و تکذیب ها کاری ندارم.از مصاحبه های تلفنی که بعد از چند ساعت از روی سایت اصلاح طلب حذف شد تا سخنان دادستان درخصوص این بازداشت ، همه را فاکتور میگیریم.

اما نکته کمتر دیده شده ولی بسیار مهم این ماجرا چیست؟

یقینا قبل از هر تحلیل باید دانست محمد جواد ظریف ، فردی متدین ، انقلابی و فرزند این نظام است و در این موضوع هیچ شبهه ای وجود ندارد.

اما بعد دیگر این ماجرا حضور جاسوس در تیم مذاکره کننده است.البته برخی سایت ها این مسئله را هم رد کردند و گفتند این فرد به عنوان کمک کننده گاهی در کنار تیم حضور داشته است.

پس دلیل این نگرانی ها چیست؟

جواب مسئله این است.برای نفوذ و درز اطلاعات و فاش شدن اسرار تیم نیازی نیست حتما نفر اول تیم ، یا نفر دوم تیم ، یا نفر سوم تیم و یا چند نفر مهم یک تیم جاسوس باشند.

اگر یک نفر در سطح های پایینی هم جاسوس از آب در بیاید برای افشای اطلاعات کافیست.

همچنین خبرهایی هم درخصوص اینکه این فرد مسئول fatf هم بوده به گوش میرسد.

با توجه به این شرایط این نفوذ چیزی در حد یک فاجعه بزرگ خواهد بود.یک شکست بزرگ . شکستی که ممکن است فتح الفتوح یک مجموعه را به بزرگترین نقطه ضعفش تبدیل نماید.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ شهریور ۹۵ ، ۱۰:۳۲
عارف عبداللهی
بعد از گذشت یک سال و چند ماه از توافق ایران و ۵+۱ یکی از مسائلی که هنوز با آن گرفتار هستیم پابرجا ماندن و فرونریختن دیوار تحریم هاست!!! امروز همچنان بانک ها با کشورمان مبادله تجاری انجام نمی دهند ، میزان سرمایه گذاری از زمان اوج تحریم ها کمتر شده است ، هرروزه تحریم های جدید به بهانه های مختلف بر ملت تحمیل می شود و هزاران مشکل دیگر.
با این حال مسئولان کشوری و همچنین استانی در هر تریبونی سعی در وارونه نشان دادن قضایا دارند.
استاندار از تریبون نماز جمعه استفاده می کند ، فرماندار و شهردار از امکانات شهرستان و مسئولان کشوری هم در سطح  خود.
درهمین جایگاه ، یکی از مسئولان استانی در راستای موفقیت سازی از برجام ، یکی از دستاورد های دولت را برداشتن تحریم های اقتصادی عنوان کردند.تحریم هایی که رهبر معظم انقلاب به عدم رفع آن  تاکید کردند.اما بااین حال اصرار دولت مردان جای تعجب دارد.
این مسئول محترم همچنین سخن از صداقت در عمل و گفتار توسط دولت به میان آورد.
ادعایی که اگر فقط موضوع رفع تحریم ها را کنارش بگذاریم به راحتی و روشنی رد می شود.
با این حال تاکید دولت مردان به این امر به نظر می رسد دیگر در نزد مردم جایگاهی ندارد.خصوصا بعد از آنکه بدعهدی ها و دروغ گویی ها و خیانت های پی در پی طرف مقابل از جمله آمریکا را به چشم دیده اند.
لذا توصیه ما این است که از وهم ها  و شعارها خارج شویم و پا در میدان عمل گذاریم.
یقینا اگر دولت محترم کوچکترین حرکتی به سمت آبادانی و پیشرفت کشور انجام دهد با حمایت بی دریغ مردم دلیر کشور مواجه خواهد شد.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ شهریور ۹۵ ، ۱۰:۲۱
عارف عبداللهی

به اخبار توجهی نمی کرد؛خیل کثیری از اتفاقات را به آب دهان می گرفت اما «برجام» برایش تفاوت داشت.به شهادت نزدیکان،یک خبر داخلی و خارجی را که کوچک ترین ارتباطی به توافق نامه داشته باشد از دست نداده بود و کوهی از اطلاعات آرشیوی داشت.در این حین با انسان هایی مواجه می شد که در رفتار شان روز به روز تجدید نظر می کردند.یک روز در خیمۀ موافقین نان می خوردند و یک روز در صف نماز مخالفین دیده می شدند.هر چند خورده ای به اصلاح نظرات و تصحیح امور نمی گرفت اما حالش از منافقین بهم می خورد؛عوق اش می گرفت و فاصله اش را با چنین افرادی حفظ می کرد.

از قضا شب گذشته تماشاگر مناظره ای شده بود که یک سر آن سردمدار جبهه ی منتقدین بود و طرف دیگر نیز جزو دسته ای به حساب می آمد که چند خط پیش تر صحبتش رفت.

گفت و گو ها به گونه ای پیش می رفت که ناامیدانه به طرفین نگاه می کرد.نه بی انصافی های خرازی و دو رویی اش را بر می تابید و نه حاضر بود که شاهد بخشی از غلو حسین شریعتمداری باشد.به هر دو طرف کم و بیش نقد هایی داشت اما فقط و فقط یک حرف آزارش میداد.«استاندارد دوگانه»

صادق خرازی را پیش تر ها یادش بود که روز انعقاد توافق با صفار هرندی در تلویزیون چونان وانمود می کردند که گویی ماه دو نیم شده و بناست از فردا روسپی ها هم در نرخ مبادله شان تخفیف قائل شوند اما  دیشب دقیقا مقابل آن حرف ها را شنید.خرازی متنبه شده بود و به صراحت می گفت که «برجام از اولش هم بنا نبود معجزه ای بکند و راه نجات اقتصاد همان سیاست های مقام معظم رهبری است»!

به اصل صحبتش ایراد نگرفت اما در ذهنش صد فحش و ناسزا ردیف کرد که الان؟الان باید به چنین نتیجه ای برسید؟وقتی که صنعت هسته ای پای چشم آبی های اروپایی ذبح شد به سخنان رهبری رجوع می کنید؟ اوف بر شخصیت دوگانۀ شما.

شریعتمداری هم از نظرش مردود رسید.حرف هایش را می پسندید اما وقتی وی در مقابل بی انصافی های صادق خرازی نسبت به دولت قبل سکوت می کرد و هیچ عکس العملی نشان نمی داد،از چشمش افتاد.

علی ای حال از صدا و سیما انتظار آن را داشت تا ازین دست کار ها بیشتر صورت بگیرد و روز به روز شخصیت دو گانۀ افراد برای مردمِ شب زنده دار شفاف تر شود.

شفافیت را کلا خوش داشت و برای تحقق آن سر و دست می شکست هرچند دیگران به این کار علاقه ای نداشتند.

****

ادامۀ شب را با رمان جدیدش سر کرد و مع الاسف به حال دیگران غصه خورد.

[از مجموعه خاطرات آقای میم سین]

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ مرداد ۹۵ ، ۱۰:۱۶
عارف عبداللهی

امروز شاید بتوان به جرات گفت که تنها گروهی که شایسته است منادی بصیرت سیاسی در دانشگاه‌ها باشند و آن را از رکود و خمودگی به نشاط سیاسی هدایت کنند، مجموعه‌های دانشجویی هستند. این امر به واسطه استقلال وعدم وابستگی دانشجویان به مراکز حزبی و گروهی خارج از دانشگاه است و تا زمانی که مجموعه‌های دانشجویی دانشگاه چنین استقلال رأی و عملی داشته باشند، صلاحیت لازم برای فعالیت سیاسی در دانشگاه را دارا می‌باشند. رهبر معظم انقلاب بارها و بارها در دیدار دانشجویان بر لزوم فعالیت سیاسی از سوی دانشجویان تأکید نموده‌اند:

من سه، چهار سال قبل از این گفتم که دانشجویان بایستی سیاسی شوند؛ و بعد هم علیه کسانی که دانشگاه را از سیاست دور کردند، تعبیر تندی کردم ... فعّالیت سیاسی، برای پیدا شدن قدرت تحلیل در دانشجوست. این دانشجو اگر قدرت تحلیل سیاسی نداشته باشد، فریب می‌خورد و فریب خوردن دانشجو، درد بزرگی است که تحمّلش خیلی سخت است. بالاخره اگر دانشجویان بخواهند قدرت تحلیل پیدا کنند، باید فعّالیت سیاسی بکنند؛ باید سیاست را بخوانند، بنویسند، بگویند، مذاکره و مباحثه کنند. تا این کار نشود، دانشجویان توانایی پیدا نمی‌کنند. عقیده من، هنوز هم همین است.

اما نکته اساسی در فعالیت سیاسی که باید از سوی مجموعه‌های دانشجویی دنبال شود آن است که فعالیت سیاسی توسط این گروه به آن معنا نیست که میدانی جهت حضور و تبلیغ جریان‌های سیاسی کشور در دانشگاه فراهم شود. بلکه جنس فعالیت‌های دانشجویی سیاسی از جنس ارائه مباحث سیاسی به دور از سیاست‌زدگی و در شأن فضای علمی دانشگاه است. در صورتی که فضای آرامش منطقی و علمی بر دانشگاه‌های کشور حاکم باشد، دانشگاه به جای میدان جنگ سیاسی، می‌تواند آوردگاه مشرب‌ها و مرام‌های مختلف و حتی متضاد فکری باشد که نتیجه آزاداندیشی از این نوع، نه تنها نشاط حقیقی سیاسی که بلکه ساخت پشتوانه علمی و ایدئولوژیک برای فضای سیاسی کشور و همین جریان‌های سیاسی باشد. از این‌رو حتی اگر در دانشگاه در کنار کرسی‌های نظریه‌پردازی انقلابی و اسلامی، کرسی‌هایی جهت نقد و نظریه‌پردازی لیبرال و ... وجود داشته باشد، هیچگاه از وجود چنین مباحثی نمی‌توان و نباید به خود هراس راه داد. اما آن جا که این اختلافات به سطوح جاری سیاسی و زد و خوردهای جریانات و گروه‌ها می‌رسد در تقابل جدی با اصل آزاداندیشی و آزادفکری در دانشگاه می‌باشد.

با همه ی این وجود امروز با بررسی بر عملکرد مدیران دانشگاهی استان خراسان شمالی حمایت لازم از تشکل های سیاسی دیده نمی شود و هر روز از گوشه و کنار دانشگاه ها خبرهای از برخورد و یا بی مهری مسئولان دانشگاهی  برای پاسخ گویی به مطالبات سیاسی این تشکل ها به گوش می رسد.

میدان دادن و توجه به ایده ها و نظرات تشکل های دانشجویی در سطح استان می تواند در زمینه های گوناگون سیاسی در سطح استان راهگشا و موثر باشد،اما این اتفاق زمانی رخ می دهد که در ابتدا در سطح دانشگاه ها مسئولان دانشگاهی بویژه روئسای دانشگاه ها نگاه خود را به فعالیت های تشکل های سیاسی تغییر دهند و با صبر و روی خوش نسبت به بیان دغدغه ها و مطالبات دانشجویان برخورد کنند و نگاه حزبی به تشکل ها را کنار بگذارند.

 بی شک این تغییر نظر می تواند در امر رشد و شکوفایی سیاسی استان خراسان شمالی که این اینک تبدیل به یک نهال 12ساله شد موثر باشد. 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ مرداد ۹۵ ، ۱۱:۵۴
عارف عبداللهی

این چجورتوفیقی بود که رهبری قبل از گفتگوی تو با مردم گفتند که : تغییر ملموسی در معیشت مردم حاصل نشد و مسئولین پاسخگو باشن ؟؟؟

ر : روحانی  
 
و : وجدان محترمشان 
 
ر: سلام ، دیدی توی گفتگوی  زنده با مردم ترکوندم !!!
 
و : چه سلامی ،چه علیکی ! میدونی آخرش بااین کارا و حرفات من رو هم بین مردم نابود میکنی ؟ و میدونیکه اگه من نابود بشم به تو چی میگن ؟؟؟
 
ر : چی گفتم مگه ؟؟؟؟ 
 
و : چی موند که نگی ! در اخر واسه تک تک این حرفات توضیح میخوام 
 
و : اونشب برگه روکردی و هی میگفتی میگم میگم و ( علامت رشد به مردم نشون میدادی )  
مردم مگه ازت علامت میخواستن ؟ مگه اینجا سره  4راهه که علامت نشون بدی ! مردم به برگه تو نگاه نکردند و ازت توقع بیشتری داشتن 
 
و: یا برداشتی میگی (اگه برجام اجرا نمیشد دسترسی به اموال کشور میسر نبود)، اخه معلومه دیگه بعد از برجام دسترسی به اموال کشور محیا شد و هربنی بشری حق دسترسی پیدا کرد !!
 
و : اظهار داشتی که : ( شرایط ایران هراسی از بین برده شده ) که البته فکر کردی که دست هر نیرنگ بازی رو بگیری و بهش بگی نترس عمویه ، این میشه رفع ایران هراسی ؟؟؟؟ و شایدم نمیدونیکه نیرنگ باز همون گرگیه که هر لحظه بدنبال زخمی کردن توست و دست دوستی دراز کردن به سمتش عواقبی رو هم درپیش داره.
 
و : و اینکه گفتی : باایستادگیه مردم و هدایت های رهبری این توفیق در برجام حاصل شد ، این چجورتوفیقی بود که رهبری قبل از گفتگوی تو با مردم گفتند که : تغییر ملموسی در معیشت مردم حاصل نشد و مسئولین پاسخگو باشن ؟؟؟
و باحلوا حلوا که دهن شیرین نمیشه که هیچ ، بلکه بعضی مواقع به تلخی هم منجر میشه ای حسن !
 
و بازم ادامه میدی ، اخه چقدر رهبری تورو هدایت کنه ؟؟؟
 
وزیرت که با پوزخند کِری ازخود بیخود شد و همه حرفاش رو در روز 23 تیر94 یادش رفت و فقط عاشق یک سلفی با کِری بود .
 
   که البته این دوستات الان پشیمان شدند و میخوان طرح مقابله بابرجام رو پایه ریزی کنن ، آخه چرا عاقلانت و روشنفکرانت کنند کاری که بازارند پشیمانی !!!!
 
و : و ازهمه جالب تر که گفتی : ( تریبونی یا رسانه ای حیثیت افراد  رو خدشه دار نکند ) یعنی انتظار داری که نگن برادرت داره بخور بخور میکنه و به دارو دسته این بخور بخورها کاری نداشته باشن ؟؟؟
 
 برداشتی میگی : ( ازاولویت های مهم و ضروری کشور مسئله اب است ) یعنی میخوای بگی که هنوزم یکساله که بفکر اب هستی ؟؟؟ 
 
یعنی منظورت اینه که دیگه دغدغه برجام رو نداری ! چون اگه مسئله برجام رو تموم شده دونسته باشی که دیگه باید فاتحه ای هم در جهت شادیه روح مردم بفرستیم . و به بقای بازماندگان هم امیدی نداشته باشیم .
 
و: مسئله دیگه اینکه یکبار سال 93 باد به غبغبه ها انداختی و بااقتدارگفتی  : ( ماازرکود عبور کردیم ) باز امسال میگی( مسئله رکود داریم ) 
 
چرا دست بر نمیداری از غلو گویی ها و قمپز هات ای حسن ؟
 
نگو این چیزها رو ای حسن ؟؟
خطر داره حسن ؟ 
خطرش رو 96 حس میکنیا ای حسن ؟  
بقول حضرت اقا صبر مملکت 80 میلیونی بیشتراز 6 ماه همچین کمم نیستا ای حسن ؟
 
منکه اگه میتونستم ازاین کارات و این صحبت های فریبندت بال درمیاوردم و به اسمونا میرفتم
 
 فقط نکته اخرم اینکه : حواست باشه که داری کم کم مثله برادره چوپان دروغگو یعنی چوپان رویا پرداز میشیا و اینجوری فقط موجبات خنده و شادی اطرافیانت رو فراهم خواهی کرد !! 
 
از ما گفتن بود ای حسن !!
 
و در پایان جواب پَر پَر کننده روحانی به وجدان محترمشان : هرجا هستم باید خط رو نگه دارم و به اینده خوش بین .... چاره ای جز این نیست و بقول شاعر نیمه شب در میخانه زدند ، قرعه کار بنام منه دیوانه زدند.... 
۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ مرداد ۹۵ ، ۰۹:۲۰
عارف عبداللهی

اندرحکایات گذاشتن ریش در قرن مدرنیته شدن انسانها...

واسه شما هم اتفاق افتاده یا نه؟!

در مرکز شهروقتی ازعابرپیاده رد می شوی:شما هم میای از بازار خرید میکنی حاج اقا! یاالله

جایی ایستاده ای و منتظر کسی هستی : امشب کجا شام میدن اخوی !

موتورسواری که همزمان با زدن بوق عجیب از کنارت رد می شود : چطوری شیخوووووو!

 ماشینی که از تو میگذرد: خفه نشی ریشووو،دکمه های بالایتو بازکن!

و هزاران کنایه که نه حوصله و نه مجال بیان است ...

باخودم می گفتم اخه چرا این جماعت این گونه است!!! و راه حل خلاص شدن از همه کنایه ها و بقول خودشان تیکه انداختن ها ، رسیدن به خانه و با تمام توان به جان محاسن افتادن بود البته همراه کمک گرفتن از کمی کف صابون برای التیام رنج حاصل از تیغ کشدن به پوست صورت !!

اما جالب اینجاست که بدانیم:

در روزگاری که هر کشوری به ظاهر مدرنیته و روشن فکر برای جامعه ما گوساله ای سامری می سازد و بدون گرفتن ریالی پول و بدون هیچ تشریفاتی از گمرکِ رسانه ها وارد اجتماع ما می کنند و درنهایت اسمش رو میگذارند (مٌد) و همچنین برگشتن به عصری که در آن یکی از احکام دهگانه آیین ابراهیمی گذاشتن محاسن  بوده را (وقتی خداوند حضرت ابراهیم (ع) را خوب مورد امتحان قرار داد به این که فرزندش اسماعیل را ذبح کند،پس از سربلندی ابراهیم (ع) پروردگاربه جهت پاداش لقب حنفیت ((پاکیزه بودن ))راکه احکام ده گانه آیین  ابراهیم (ع) نام گرفت را به ایشان داد و در ایه 123 سوره نحل به پیامبر فرمود که ای رسول ما! از ایین ابراهیم (ع) تبعیت کن)دِمٌده می دانند و این اعتقادات را بصورت آپدیت وار زیر پایشان له میکنن!!

 امروز جای تعجبی نیست که به ریشمان بخندند ،آری ..

در جامعه ما تسخیر فکر ها آسان شده .

 وقتی فرصتی بدست می آوری درمقابل سوالی که از این جماعت می کنی  چرا شما ریش نمیگذاری؟ هرکدام به طریقی جوابت را میدهند :

 

اقایی که مزاح گونه میگفت : خانمم گفته هر موقع ریشات در آومد ، اول ریشتو می تراشی ، بعدا پات رو خونه میذاری!

جوانی که می گفت : الان همه ریشاشون رو میتراشن برادر! ریش گذاشتن واسه دوران پیامبر (ص) بود.

بنده خدایی هم که همش اهل فرار از دین بود : ریش گذاشتن ریا کاریه ، آدم باید کارای دیگش رو درست کنه .

 با خودم گفتم اگر بدنبال زیبایی هستیم ، چرا در دلمون نم یخوایم این زیبایی رو! مگر یوزارسیف ریش نداشت ؟ چرا پرتغال ها و دستها با هم بریده شدن ؟

یا هم احتمالا مضرات جنگ بین تیغ و پوست صورتمون رو نمی دونیم ! و شر کثیر رو به خیر قلیل ترجیح می دهیم.

یاهم محتملا نمی دانیم که دین ما دین ریا کاری نیست . و تا از صفر شروع نکنی به صد نمیرسی، مگر روی کاغذ و توی توهم و تا از جز شروع نکنی به کل نخواهی رسید .

به دام هایی که لحظه لحظه  در جلوی پایمان هست ، توجهی نمی کنیم و می خواهیم با الم شنگه هایی که به سروصورتمان می زنیم مسیر دیگران رو هم خراب کنیم .

آری ، عصر من و در شهر من ، عصر خود شیفتگیه اکثرانسان ها از روی جهل است ....

عصری است که اگر یک فقیری که در حال گدایی است درصورتی که شلوار پاره شده در تن دارد متهم به پلشتی و بدبخت و فلک زده بودن می شود اما جوانی که با گام های مغرورانه بین مردم راه می رود در حالیکه همان شلوار پاره را به تن دارد مستحق به دریافت جایزه در پیج مدلینگ اینستا گرام با هزاران کامنت و می شود و محبوبِ افکار غلط!!!

ای کاش در دل و افکار خود به دنبال زیبایی میگشتیم نه در چشمِ مردم این شهر ...

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ مرداد ۹۵ ، ۱۰:۴۷
عارف عبداللهی